تقسیم جهانی قدرت در خاورمیانه آینده ی ایران را رقم خواهد زد


يادداشت روز کورش عرفاني

korosherfani@yahoo.com

 

روزنامه اردنی مستقل «العرب الایوان» در شماره ی امروز خود می نویسد : «خلق های عرب از سیاست خارجی آمریکا خشمگینند. آنها به دنبال این هستند که با مسکو روابط بهتری داشته و می خواهند شاهد آن باشند که روسیه نقش موثرتری را در حل مسالمت آمیز بحران های منطقه ای ایفا کرده و در متوازن ساختن استراتژی آمریکا در منطقه عمل کند.» [1]

این دریک کلام بیانگر خواستی است که روسیه آرزو دارد از زبان همه کشورهای عرب منطقه ی خاورمیانه بشنود. روز شنبه 10 فوریه، در کنفرانس امنیتی مونیخ، ولادیمر پوتین با انتقاد شدید از سیاست های آمریکا این کشور را متهم کرد که با نوعی یکجانبه­گرایی در تمامی امور بیرون از مرزهای ملی خود دخالت کرده و شرایطی را فراهم آورده است که در آن، هیچ کس خود را در امنیت احساس نمی کند.

پس از یک غروب سیاسی که از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی حاکم شده بود روسیه بار دیگر و این باردر شرایط جهانی مطلوب به صحنه ی سیاست بین المللی باز می گردد. مطلوب به این خاطر که رقیب اصلی او، ایالات متحده ی آمریکا، در بدترین موقعیت استراتژیک خویش در بیست سال گذشته قرار گرفته است: در افغانستان نیروهای طالبان 6 سال بعد از سرنگونی همچنان در تدارک بازگشت به قدرت هستند[2] ارتش آمریکا و ناتو قادر به فرونشاندن جاه طلبی های آنها نیستند، امروز خبر رسید که طالبان دومین شهر بزرگ منطقه هلمند را در این کشور تصرف کرده اند. در عراق باتلاق خشونت و بی امنیتی هر روز نیروهای بیشتری از ارتش آمریکا را به درون خود فرو می برد و راه برون رفتی نمایان نیست. در داخل آمریکا اختلاف نظرها بالا گرفته است و بوش در افکار عمومی از پایین ترین اعتبار در تاریخ سیاسی آمریکا برخوردارست. کشورهای آمریکای لاتین یکی پس از دیگری خویش را از حوزه ی سلطه اقتصادی و سیاسی آمریکا آزاد کرده و به جبهه ی ضد آمریکایی چاوز-کاسترو می پیوندند. کره ی شمالی موفق شد با مانوورهای هوشمندانه ی خویش بهانه ی آمریکا برای نظامی ساختن شبه جزیره ی کره در زیر گوش چین را از این کشور بگیرد ؛ توافقی که خبر آن همین امروز اعلام شد حکایت از آن دارد که کره ی شمالی تقریبا تمام خواست ها و نظرات خویش را در ازای منحل ساختن فعالیت های اتمی اش بدست آورده است. از جمله بیرون آمدن از لیست کشورهای محور شرارت، پایان تحریم ها و محاصره و کسب مزایای اقتصادی و سیاسی فراوان دیگر.

این شکست­های پیاپی آمریکا و نیز فعالیت همسوی چین در تضعیف ایالات متحده در مناطق مختلف جهان، از جمله آفریقا، روسیه را جسورتر ساخته است. ولادیمر پوتین با سفر اخیر خود به خاورمیانه پا به درون حرم کشورهای عربی متحد واشنگتن گذاشته است. با دیدار از کشورهای عربستان سعودی، قطر و اردن ریس جمهور روسیه تلاش دارد جای پای تاریخی ایالات متحده در خاورمیانه را بلرزاند و متحدان او را با خود همساز کند. پیشنهاد همکاری اتمی به عربستان، طرح تاسیس یک سازمان مشابه اپک برای فروش گاز با قطر و تاسیس اتاق بازرگانی روسیه-اردن از جمله ی ابتکارهای پوتین در این سفرها بوده است. وی تلاش دارد تا با شکستن اتحاد ضمنی کشورهای عرب با آمریکا بر سر ایران، ایالات متحده را مجبور سازد که در مورد حمله ی نظامی به ایران خود را تنها احساس کند.

بدین ترتیب یک بار دیگر کشور ما، به سان چند صد سال گذشته، تبدیل به عاملی برای زورآزمایی ابر قدرت ها در خلیج فارس شده است. سرنوشت منطقه ای و بدنبال آن سرنوشت جهانی ایالات متحده اینک در گرو اینست که آیا در زورآزمایی خود با رژیم ایران پیروز بیرون خواهد آمد یا خیر. روز گذشته جرج بوش به طور صریحی ابراز داشت که «آمريکا هيچ برنامه ای برای حمله به ايران ندارد.»[3] اما فراموش نکنیم که در همین روز سخنگوی کاخ سفید آمریکا در مورد لشگر کشی به خلیج فارس می گوید : «ما برای جنگ آماده نمی شويم، اما کاری که در حال انجام آن هستيم، حفاظت از مردم آمريکا است.»[4] به عبارت دیگر اختلاف سر واژه هاست نه اصل موضوع.

نگارنده بارها نوشته است که بر اساس آنچه درباره ی 11 سپتامبر 2001 گفته شد آن نیرویی که بدنبال کشاندن ارتش آمریکا به خاورمیانه است نیرویی است که می خواهد از طریق قدرت نظامی ایالات متحده دشمنان بالقوه و بالفعل اسرائیل یکی بعد از دیگری تار و مار شوند. به همین خاطر با وجود نگرانی عمیق آمریکایی ها از نتیجه ی برخورد نظامی با ایران، آن واسطه ای که این دو کشور را در مقابل هم قرار خواهد نیروی صهیونیسم جهانی است که نیاز سرمایه داری آمریکا به صنایع نظامی و هزینه پردازی های کاذب جنگی را دریافته و این نیاز اقتصادی را به توسعه طلبی ایدئولوژیک منطقه ای خود گره زده است. در این مورد به مصاحبه ی امروز آویگدور لیبرمن، وزیر امور استراتژیک اسراییل اشاره کنیم که می گوید:« :«ما مجبوریم به تنهایی با ایرانی ها مقابله کنیم چرا که اسراییل نمی تواند دست روی دست بگذارد و شاهد تولید سلاح های غیرمتعارف از سوی ایران باشد.»[5] فراموش نکنیم که روز یازده سپتامبر 2001 و در حالیکه هنوز آتش از ساختمان های برج های نیویورک بلند بود اهود باراک، نخست وزیرپیشین اسرائیل، از آمریکا می خواست که به تلافی این حمله بلافاصله به عراق حمله کند. اتفاقی که یک سال و نیم بعد افتاد.

احتمال بروز یک حمله هوایی به پایگاه های اتمی ایران از جانب اسرائیل، که واکنش سپاه را برانگیزد و ایالات متحده را در دفاع از تل آویو به صحنه جنگ آورد، بسیار بالاست. باید هشیار باشیم. اسرائیل که در تلاش هایش در برانگیختن جنگ داخلی میان فلسطینی ها با توافق مکه میان حماس و الفتح با شکست مواجه شده است در وحشت از صلح اجباری با آنها قادر به هر دیوانگی است. چنانچه دیدیم تلاش کاذبی هم کرد تا شاید با تخریب زیر بنای ساختمان مسجد القصی در قدس دوباره جنگی به راه اندازد. صلح زهر صهیونیسم است و جنون ایدئولوژیک آن برای فرار از صلح هیچ حد و مرزی نمی شناسد. در این مسیر از همه ابزارهای خود سود خواهد جست : از شبکه موهوم القاعده تا موشک اتمی.

در این شرایط، چنانچه آمد، ایران باردیگر در خاورمیانه تبدیل به شاهین ترازوی تقسیم قدرت میان آمریکا-انگلیس-اسرائیل از یکسو و روسیه و چین و هند از سوی دیگر شده است. کشورهای قدرتمند دیگر مانند ژاپن یا کشورهای اتحادیه اروپا به تناسب منافع خویش به این یا آن جبهه خواهند پیوست. خبری که ساعاتی پیش از قول روزنامه ی «فاینشال تایمز» منتشر شده است نشان می دهد که اتحادیه ی اروپا نمی خواهد در این تقسیم بندی دوباره ی قدرت و ثروت در خاورمیانه از آمریکا، اسرائیل، روسیه، چین و بریتانیا عقب بیافتد.مسول خارجی اتحادیه اروپا، خاویر سولانا، در یک گزارش داخلی اعلام نموده است که تنها مجازات های اقتصادی برای پایان دادن به فعالیت های اتمی ایران کافی نیست و رژیم ایران می تواند تا مرز تهیه اورانیوم غنی شده ی کافی برای ساختن بمب اتمی به پیش رود. مقامات اروپایی تلاش کرده اند که این افشای گزارش را کم اهمیت جلوه دهند و گفته اند منظور از کافی نبودن تحریم های اقتصادی این است که باید مذاکره هم کرد. اما فاینشنال تایمز می پرسد : «چگونه [اتحادیه اروپا] می خواهد ایران را به میز مذاکره برگرداند ؟».[6] در واقع می توان گفت این گزارش در را برای توجیه اقدامات نظامی، حتی با حضور نیروهای اروپایی ناتو، باز می کند.

به هر روی تقسیم بندی دوباره قدرت های جهانی در خاورمیانه، این اتفاق استراتژیک و بین المللی مهم، زمانی در حال روی دادن است که کشورمان زیر سلطه ی یک حکومت ضد مردمی و ضد ایرانی است. این به معنای بدشانسی تاریخی ماست و به همین دلیل اراده، هوشیاری، تلاش و همت یکایک ما را می طلبد.

 


 

[1] http://fr.news.yahoo.com/13022007/202/en-jordanie-poutine-rencontre-abdallah-ii-allie-des-americains.html

[2] Second Helmand district falls to Taliban http://www.isn.ethz.ch/news/sw/details.cfm?ID=17244

[3] http://www.radiofarda.com/Article/2007/02/13/o1_bush_denies_plan_to_attack_iran.html

[4] http://www.radiofarda.com/Article/2007/02/13/o1_bush_denies_plan_to_attack_iran.html

[5] http://www.radiofarda.com/Article/2007/02/13/f5_israel_threat_iran.html

[6] http://www.rferl.org/featuresarticle/2007/02/4B1F158A-1E02-483C-9EE8-E698C294C3F3.html