نظر خواهی از خود در خلوت وجدان
کورش عرفاني
تا ساعاتی دیگر قرار است جرج بوش ریس جمهور آمریکا در سخنرانی سالانه ی خود سیاست های جدید آمریکا در عراق و خاورمیانه را اعلام کند. باید دید حرف تازه ای خواهد داشت و یا برهمان سیاست اعلام شده در تاریخ 10 ژانویه 2007، مبنی بر ارسال نیروهای کمکی به این کشور، تاکید خواهد کرد. پیش بینی می شود ایران نیز جزو موضوعات اصلی سخنرانی وی باشد.
آنچه مسلم است اینکه برای ایالات متحده، راه برون رفت از بن بست عراق در بیرون از عراق قرار دارد و به طور مشخص در ایران. اما اینکه قرارست به چه زبانی با رژیم ایران سخن گفته شود برای برخی هنوز مشخص نیست. لیکن نگاهی به تهدیدهای متقابل انجام شده در هفته ی گذشته مشخص می کند که رودرویی احتمالی ایران و آمریکا یک مرحله ی دیگر را هم پشت سر گذاشت و از سطح ایما واشاره به به خط و نشان کشیدن های مستقیم رسید. جرج دبلیو بوش در مصاحبه ای با روزنامه ی یوس ای تودی می گوید: « موضع ما بسیار روشن است، اگر ما ایرانیانی را بگیریم که تسلیحات به عراق منتقل میکنند و به این ترتیب به سربازان ما و نیروهای عراقی آسیب وارد میکنند ما با آن برخورد خواهیم کرد . »[1]
از آنسوی کیهان شریعتمداری می نویسد : « باید به آمریکایی ها تفهیم شود که اگر احتمالا دست به حماقت بزنند چه عواقب هولناکی در انتظار آنها و متحدانشان خواهد بود. نظامیان آمریکایی در شرق و غرب ایران در تیررس ما قرار دارند، اسرائیل با انبوه موشک های شلیک شده از ایران به یک جهنم سوزان برای صهیونیست ها- قبل از ورود آنها به جهنم واقعی- تبدیل خواهد شد. از ٣۰ میلیون بشکه تولید نفت روزانه اوپک، نزدیک به ۲۴ میلیون بشکه آن از تنگه هرمز می گذرد....»[2] از سوی دیگر، نیکلاس برنز معاون وزیر خارجه آمریکا امروز گفته است : « ایران به این نکته پی برده است که اگر بخواهد منافع ما را به مخاطره بیندازد ما ازمنافع خود حمایت می کنیم . »[3] محسن رضایی که شایعه انتصاب او به معاونت فرماندهی کل قوا در تهران پخش است در مصاحبه ای نگرانی های درون نظام در باره ی آغاز یک جنگ را اظهار داشته است. [4]
هر روز که می گذرد خبر و گزارش های آشکار و پنهان بیشتری درباره ی نزدیک شدن زمان آغاز درگیری نظامی میان رژیم ایران و نیروهای آمریکا به گوش می رسد. در کنفرانسی که هفته ی گذشته در اسرائیل پیرامون فعالیتهای هسته ای ایران برگزار شد ریچارد پرل، نظریه پرداز یهودی موسسه ی آمریکن اینترپرایز، که از طراحان اصلی حمله به عراق بود، اظهار داشت:« آقای بوش هنگامی که اطمينان قطعی يابد حکومت ايران به سوی جنگ افزار هسته ای پيش می رود، فرمان حمله را صادر خواهد کرد»[5] آغاز دستگیری اعضای ارتش المهدی در عراق، مانوور موشکی سپاه در گرمسار و ممانعت بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی از بازدید مراکز هسته ای ایران توسط رژیم جمهوری اسلامی موارد بحث برانگیز دیگر بودند.
مجموعه ی این مطالب و گزارش ها در روزهای اخیر فرضیه ی حمله ی نظامی آمریکا به ایران راتقویت می کنند. نگارنده بسیارآرزومند است که چنین نشود، اما به هر روی «فرض محال محال نیست». پس بد نیست لحظه ای تصور کنیم که یکی از این روزها که به کار و زندگی و…سرگرم هستیم خبر می دهند حمله ی نظامی آمریکا به ایران آغاز شده است. در این صورت کدام یک از گزینه های زیر برای هریک از ما قابل تصور است :
1- بسیار ناراحت شده و تلاش می کنم برای مقابله با آن کاری کنم. [6]
2- بسیار ناراحت شده اما نمی دانم برای مقابله با آن چه کار می توانم بکنم.
3- بسیار ناراحت شده اما به دنبال آن نخواهم بود کار خاصی کنم.
4- نه ناراحت می شوم نه خوشحال. بی تفاوت نظاره گر خواهم بود.
5- از این خبر خوشحال شده و در انتظار نتیجه ی آن خواهم نشست.
6- از این خبر خوشحال شده اما نمی دانم به نفع آن چه می توانم بکنم.
7- از این خبر خوشحال شده و تلاش می کنم به نفع آن کاری کنم.
به طور احتمال حالت های بینابینی دیگری نیزمی توان تصور کرد.
اینک فرض را گسترش دهیم و حالتهای ممکن برای کشورمان را بعد از این تهاجم نظامی نیز مورد گمانه زنی قرار دهیم.
الف – مملکت با خاک یکسان شده، دهها یا صدها هزار کشته و زخمی و ویرانی های عظیم به جای مانده، مواد رادیواکتیویته ناشی از بمباران مراکز هسته ای برای چند صد قرن محیط زیستی و انسانی مناطق مهمی از کشور را آلوده کرده است[7] ؛ در یک کلام، کشورمان برای چند صد سال به عقب رانده شده است و رژیم جمهوری اسلامی هم جان سالم به در برده و هنوزپابرجاست و بر ویرانه های کشور حکم می راند.
ب- مملکت با خاک یکسان شده، دهها یا صدها هزار کشته و زخمی و ویرانی های عظیم به جای مانده، مواد رادیواکتیویته ناشی از بمباران مراکز هسته ای برای چند صد قرن محیط زیستی و انسانی مناطق مهمی از کشور را آلوده کرده است ؛ در یک کلام، کشورمان برای چند صد سال به عقب رانده شده است و رژیم جمهوری اسلامی هم تارومار شده است و یک جایگزین دست نشانده ی آمریکا قدرت رابه دست گرفته است و بر ایران سراپا ویران حکومت می کند. [8]
ت- مملکت با خاک یکسان شده، دهها یا صدها هزار کشته و زخمی و ویرانی های عظیم به جای مانده، مواد رادیواکتیویته ناشی از بمباران مراکز هسته ای برای چند صد قرن محیط زیستی و انسانی مناطق مهمی از کشور را آلوده کرده است ؛ در یک کلام، کشورمان برای چند صد سال به عقب رانده شده است و هیچ قدرت جایگزینی نمی تواند خود را بر کل کشور تحمیل کند، جنگ داخلی، قومی، عراقیزه شدن و تجزیهی کشور آغاز می شود.
حال لحظه ای تصور کنیم که به نسبت هر کدام از این سه سناریوی ممکن برای آینده ی ایران، هر یک از گزینش های رفتاری هفت گانه ی بالای ما چه احساسی را در آینده در خلوت وجدان مان بر خواهد انگیخت و چه قضاوتی از سوی نسل های آینده در انتظار ما خواهد بود.
و سرانجام لحظه ای تصور کنیم اگر توانسته بودیم با تکیه بر آگاهی و شجاعت خویش از سد ضعف های شناخته شده خویش، که مانع از همبستگی و حرکت مشترکمان می شد، گذشته و با امید به جایگزینی دمکراتیک، فراگیر و مردمی دست به قیامی سرنگون ساز زده و خود و میهنمان را آزاد ساخته و از پیاده شدن چنین آینده ی سیاهی برای آن پرهیز می کردیم. بدیهی است که می توانستیم، اگر می خواستیم، اما افسوس که ...
[1] http://www.aftabnews.ir/vdcamyn49ynim.html
[2] http://www.iran-chabar.de/news.jsp?essayId=7886
[3] http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=438925
[4] http://www.baztab.com/news/58340.php
[5] نشست آمریکا واسراییل برای گسترش تحریم علیه ایران ( رادیو فردا : http://www.radiofarda.com/Article/2007/01/22/f4_session_sanction_iran.html
[6] آیا دیر نخواهد بود ؟
[7] حداقل زمان پیش بینی شده برای پاکسازی محیط های آلوده به ایزوتوپ های اورانیوم 2500 سال می باشد.
[8] بعید بنظر می رسد که ایالات متحده و اسرائیل بخواهند چنین حمله ای به ایران کنند تا بعد، قدرت را به دست یک حکومت ملی و مردمی بسپارند. مگر آنکه بخواهیم حکومت های فعلی افغانستان و عراق را «ملی» و «مردمی» ارزیابی کنیم
مقاله و نظرات در سایت دیدگاه
http://www.didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=16698