مبارزه  با یهودسالاری: وظیفه ای انقلابی

 

کورش عرفانی                                                                 korosherfani@yahoo.com

 

جنایت وحشیانه ای که در حال حاضر توسط آدمکشان اسرائیلی در نواز غزه روی می دهد یک واقعه مجزا و منزوی از یک سلسله جنایت های مداوم تاریخی نیست. بیش از شصت سال است که مشتی آدمکش حرفه ای با اشغال سرزمین فسطینیان در خاورمیانه به کشتن فلسطینی ها، اعراب و مسلمانان مشغول هستند. اسرائیل که می توان آن را تفاله ی  بیرون انداخته شده ی تاریخ مسیحی-سرمایه داری اروپا دانست با سازماندهی مشتی آدمکش تحت نام ارتش اسرائیل در آن کشور، شش دهه است که به اشغالگری و جنایت و قتل و تحقیر صدها میلیون عرب در خاورمیانه مشغول است.

اسرائیل از حمایت مستقیم و یاغیر مستقیم اکثریت مطلق یهودیان باورمند در سراسر جهان برخوردار است. علت همبستگی آنها در جنایت سالاری این است که بر اساس باور مذهبی شان، خدا آنها را قوم برگزیده ی خود در زمین قرار داده است و به آنها هم اجازه و هم وعده داده است که تمامی اقوام و سرزمین های جهان را زیر سلطه ی خود بکشند. در تمام آثار مذهبی یهود یعنی «تلموذ»، «زبور» و «تورات» و سایر متون «مقدس» افکار و گفته های نژادپرستی و قوم پرستی افراطی مشهود و ملموس است. این پایه مذهبی، که توسط یهودیان با جدیت از بدو تولد به کودکان یهودی آموخته می شود، در ذهن حتی یک کودک پنج ساله یهودی این را جا می اندازد که او، به عنوان یهودی، مافوق همه ی انسان هاست و جان میلیون ها، بلی میلیون ها، غیر یهود به جان یک یهودی نمی ارزد.[1]

چنین طرز تفکری - بنا به اعتقاداتی که خاخام ها، آخوندهای یهودی، در مغز یهودیان می کنند-، تمام دستگاه های اخلاقی و ارزشی را که تمدن انسانی روی آن بنا شده است زیر سوال می برد. تفکر مذهبی یهود به آخرت و قیامت و زندگی بعد از مرگ اعتقادی ندارد و معتقد است که بهشت و جهنم روی زمین است. در دیدگاه او حتی خدا هم یک موجود زمینی است: «خداوند در کتاب مقدس یهود همانند انسان است . گیس و لباس دارد . دست و پا دارد و مانند انسان راه می رود از آسمان به زمین فرود آمده و به هر کجا که بخواهد می رود و جایی را برای مسکن و سکونت خود قرار می دهد ... بدون نشانه نمی تواند خانه ی مومنان را از خانه ی کفار تشخیص دهد و از خیلی چیزها بی خبر است پیمان خود را می شکند از کرده ی خود پشیمان می شود گاهی غصه می خورد و برای کاری که کرده است اندوهگین می شود با انسان کشتی می گیرد...»[2]

 بعد می گویند که خداوند تصمیم گرفته بوده است که زمین را به بهشت یهودیان تبدیل کند، اما به دلیل تخلفات قوم یهود، آنها را از این حق محروم کرد و این را وظیفه خود قوم یهود گذاشت که زمین را تصاحب وبه بهشت خود تبدیل کند. همین تفکر مذهبی براساس تورات برای یهودیان جا می اندازد که «روزی خداوند با پیامبر یهودیان داوود کشتی گرفت و داوود خداوند را بر زمین زد و پابر گردن خدا گذاشت و از او قول گرفت که هرگز آزاری به قوم او وارد نکند و دست این قوم را در انجام آنچه می خواهد باز بگذارد. و خداوند هم این راپذیرفت.»[3] براساس این باور به این ترتیب قوم یهود  از جانب خدا، یعنی همان کسی که در تاریخ مسیحیت و اسلام نیز به اسم او جنایات فراوان رفته است، اجازه یافت که در زمین هر چه می خواهد بکند: هر که را می خواهد بکشد، هر چقدر که می خواهد بکشد، هر جور و هر موقع وهرزمان که می خواهد بکشد.[4] براساس همین باور مذهبی، غیر یهودی انسان نیست؛ انسان واقعی یهودی است که باید بر این مادون انسان ها سوار شود[5]، آنها را زیر سلطه ی خود گیرد، از آنها کار بکشد و هر موقع لازم دید آنها را بکشد. کشتن یک انسان برای کسی که به این تفکر مجهز است همانقدر آسان است که کشتن یک مرغ یا گوسفند برای تغذیه ی مردم. [6]

همین تفکر مذهبی که به صورت فرموله شده و درغالب سوره و آیه و آموخته در کتاب تلموذ موجود است به یهودی اجازه می دهد که دروغ، وقاحت، بی شرمی، بی اخلاقی، ناپایبندی به بدیهیات انسانی، زیر پا گذاشتن تعهدهای رفتار انسانی و ...را نه تنها یاد بگیرد، بلکه از بدو کودکی، که این آموزش ها آغاز می شود، آنها را در زندگی روزمره برای موفقیت خود بکار گیرد. هنگامی که می بینیم یک مقام رسمی اسرائیلی در حالیکه در سمت چپ تصویر تلویزیون الجزیره تصاویراجساد کودکان تکه و پاره ی شده فلسطینی را به طور زنده نشان می دهد، در سمت راست در حال بیان این است که ما فقط مبارزان حماس را می کشیم، این وقاحت پلید و مافوق تصور انسانی تصادفی نیست. بلکه، حاصل باور عمیق و درونی کرده اصل وقاحت و دروغ گویی و نفی واقعیت است که آن مقام اسرائیلی به عنوان یک یهودی متعصب آموخته است و بکار می گیرد.

حال باید تصور کرد که وقتی یهودیان به چنین اندیشه ی مذهبی خطرناک و ضد انسانی مجهز هستند چرا قادر نباشند که در فلسطین و در سایر مناطق خاورمیانه چنین کنند. شصت سال جنایت و آنچه همین حالا در نوار غزه می گذرد نشان می دهد کسانی که به این اندیشه ی و باور مذهبی باور دارند به راحتی قادر خواهند بود، بدون کمترین تاسفی، بدون کمترین ترحمی و بدون کمترین توجهی به ابعاد تلفات انسانی و یا نتایج آن برای کل بشریت ، در صورت اوج گیری جنون مذهبی-ایدئولوژیکشان، ایران، خاورمیانه و یا جهان را مورد حمله ی اتمی خود قرار دهند. در قابلیت باورمندان یهودی به دست زدن به این جنایت نباید حتی ثانیه ای شک کرد، زیرا همین شک کردن های بی پایه بوده است که تا اینجا سبب شده گستاخی اسرائیلی ها به جایی برسد که بتوانند در مقابل چشمان جهانی به اشتباه انداخته شده، فریب خورده، مغزشویی شده و مسخ شده، یک منطقه ی کوچک دربرگیرنده یک میلیون و پانصد هزار نفر فلسطینی را مورد بمباران شبانه و روزی از هوا و زمین و دریا قرار دهند.

آری حتی لحظه ای در ظرفیت باورمندان و متعصبان یهودی در تخریب کل کره ی زمین و بشریت شک نداشته باشیم.

درک این خطر، در ورای تبلیغات و کار فکری صهیونیست ها و یهودسالاران بر افکار عمومی جهان، وظیفه هر انسان آگاه و مسئولی است. در ورای مظلوم نمایی ها، در ورای روشنفکربازی ها، در ورای دمکرات منش بودن های تسهیل کننده ی جنایت، در ورای هیاهوهای تبلیغاتی و قضایی و جنجال بر سر «یهودی ستیزی» و «آنتی سمیتزم» و امثال آن، که حربه های خلع سلاح فکری مردم جهان در مقابل جنایت سالاری صهیونیستی هستند، باید دانست که آنچه مجموعه ی اسرائیل و حامیان رسمی و غیر رسمی آن در سراسر جهان را تغذیه  می کند این باور مذهبی من درآوردی و این ایدئولوژی توجیه گر جنایت است.

خوب که بنگریم می بینم دهه هاست، اگر نخواهیم بگوییم سده ها یا هزاره ها، که تاریخ خاورمیانه و در ورای آن تاریخ جهان تحت تاثیر جنون مذهبی متعصبان یهودی متشنج و درگیر جنگ و خونریزی و مسابقه ی تسلیحاتی است. توسط همان هایی که می خواهند در دراز مدت جز قوم یهود کسی دیگر بر پهنه کره ی زمین نباشد. جنون این بیمار های روانی به حدی است که حتی بر این باورند در نهایت خداوند، بعد از آنکه آنها کره ی زمین را فتح کردند،  به پاداش این کار این قوم را برای یک زندگی بهتر به کره ای دیگر خواهد برد!!

برای درک این مزخرفات که به خاطرشان جهان را در آتش جنگ و خونریزی و سلطه ورزی نگه داشته است، باید بگوییم به همان ترتیب که در روانکاوی استمرار و بقای رویاهای عجیب دوران بچگی می تواند در سن بزرگسالی مشکل ساز باشد، این ایده ها و افکار عجیب و غریب و بیمارگونه ی مذهب یهودی نیز حاصل رویابافی های زعمای قوم یهود در چند هزارسال پیش بوده است. اما به دلیل قوی بودن سنت نگارش و کتابت در میان یهودیان این مزخرفات مذهبی[7] دست به دست گشته و به نسل های فعلی یهودی رسیده است. حال تصور کنیم که این افکار و باورهای مذهبی به دست مشتی شارلاتان مانند تئودور هرتصل افتاده است. این افراد شارلاتان یعنی بینانگذاران صهیونیسم و برپاکنندگان اسرائیل، مشتی کلاهبردار و دزد و آدمکش بوده اند که فهمیده اند می توانند با بهره بری از این مزخرفات مذهبی، نه فقط سرمایه های میلیاردی یهودیان سراسر جهان را متمرکز کنند، بلکه هم چنین بسیاری از وقایع تاریخ را به نفع اهداف مادی و غیر اخلاقی خویش شکل دهند. از فروپاشاندن امپراطوری عثمانی، تا فروپاشاندن امپراطوری بریتانیا تا ایجاد جنگ جهانی دوم و وقایع مهم بعد از آن تا 11 سپتامبر 2001.

ترکیب افکار و باورهای پوسیده و بیمارگونه ی زبور و تورات و… از یکسو و طرح بزرگترین شارلاتان بازی تاریخی به نام صهیونیسم و اسرائیل از طرف دیگر، واقعیت تلخ و سیاهی را پدیده آورده است که کارل مارکس به درستی از آن در جزوه ی «درباره ی مسله یهود» توضیح داده است. در آنجا مارکس رهایی قوم یهود از آوارگی، انزوا و تنفرآفرینی عمومی تاریخی را در گرو بازبینی نگرش و جهان بینی یهودیان می داند؛ همان جهان بینی که از این قوم مردمی ساخته است به شدت وابسته به پول و قدرت  و به واسطه ی این وابستگی  آنها را به راحتی به سوی زیرپاگذاشتن اخلاقیات و حرمت و جان انسانی می کشاند. بقای در قدرت و ثروتمند بودن در ستیز با عقل و منطق و اخلاق است. چنانچه سرمایه داری نیز به همین درد دچار است.

سفارش مارکس به قوم یهود امروز نیز صادق است. تا این قوم باور پوچ و ضد انسانی «قوم برگزیده بودن» را به زباله دان تاریخ نیاندازد، مجبور است که بر اساس آن باور، به دروغ و تجاوز و حقه بازی و حق کشی و دگرکشی بپردازد. به همان صورت که مسلمانان بسیاری به واسطه ی تبعیت از آخوندها در ایران جان و هستی خود را باختند، درست به همان صورت یهودیانی که تابع و پیرو باورهای مذهبی ضد انسانی و یا وفادار به طرح ضد مردمی صهیونیسم باقی بمانند مجبورند دردریایی از ترس و وحشت و نفرت و آدمکشی و اشغال و زورگویی و تجاوز دست و پا بزنند.

قوم یهود باید خود را از چنگال خام خام های مسخ گر و مغز شو و سیاستمداران فریبکار و شارلاتان کنونی رها کرده و با بازنگری در متون مذهبی، تاریخ، باورها و بخش های ضد انسانی عملکرد خویش به بازسازی فکری و فرهنگی خود دست بزند. این جریان که به صورت حاشیه ای و فرعی در میان برخی یهودیان در بیرون و حتی در درون اسرائیل آغاز شده است باید تقویت شده و گسترش یابد.

این تنها در سایه یک باور زمینی شده، مبتی بر بدیهیات اخلاق انسانی و رهاشده از مزخرفات مذهبی و رویابافی های تاریخی است که در نهایت یهودیان باورمند می توانند با یکسان پنداشتن همه انسان ها در انسانیت خویش از این دایره جدایی طلبی، قوم مداری،  برتری طلبی و نفرت برانگیزی بیرون آیند و در مسیر صلح و برادری به جامعه ی بشری بپیوندند.

در این مسیر لازم است همه ی نیروها و انسان های آزادیخواه با تمام قوا، اندیشه و عملکرد جریان های یهودسالار را محکوم کرده و با قاطعیت و شجاعت برای افشای بعد ضد انسانی و ضد اخلاقی این اندیشه و کارکردهای جنایتکارانه، اشغالگرانه و تجاوزگرانه ی آن  تلاش کنند. مبارزه با یهودسالاری و مصداق های بارز آن صهیونیسم و اسرائیل امروز در راس مبارزات انسانی، اخلاقی و انقلابی است. نجات بشر در گرو پایان بخشیدن به این اندیشه و عملکرد یهودسالار است.

نگارنده بارها تاکید کرده است که یک انسان آزادیخواه و انقلابی در جهان امروز باید با مثلث سرمایه داری، صهیونیسم و ارتجاع مبارزه کند. هیچ یک از این سه قابل تایید نیست و دشمنی ظاهری هیچ یک با دیگری از اصالت برخوردار نیست. سرمایه داری طبقاتی، یهودسالاری صهیونیستی و کهنه گرایی اسلامی همگی نمودهای سه گانه یک واقعیت مشترکند: نظامی مبتنی بر استثمار و نتایج آن یعنی فقر مادی و فقرفرهنگی.

مثال نسل کشی کنونی در نوار غزه به خوبی همدستی سرمایه داری جنایتکار آمریک[8]ا، یا صهیونیسم آدمکش اسرائیل و ارتجاع مذهبی ایران و کشورهای عربی را نشان می دهد. مبارزه ی انقلابی لحظه ای در تشخیص این که این هر سه ضلع را باید همزمان و با هم طرد کرد وکوبید شک نمی کند. رهایی بشریت به همان اندازه در گرو پایان سرمایه داری است که در محو یهودسالاری و نابودی ارتجاع مذهبی.

این یکی از مهمترین، اگر نه مهمترین، معیار تشخیص نیروی انقلابی و انسان محور از نیروی غیر انقلابی و خودمحور است. تشکل هایی مانند مجاهدین خلق که می پندارند با چشم پوشیدن بر توسعه طلبی های تجاوزگرانه ی سرمایه داری جهانی و یا نسل کشی فعلی صهیونیست ها در فلسطین و تمرکزصرف بر مورد ارتجاع رژیم جمهوری اسلامی در حال مبارزه ی «انقلابی» هستند سخت در اشتباهند. زیرا توجه انحصاری آنها به جنایات رژیم و سکوت پرصدا در مقابل جنایات اسرائیل مهر باطلی است بر دیدگاه مبارزاتی آنها نزد نسل جوان ایران؛ نسلی که بر اساس تجربه ی سیاه سی سال گذشته، خوب آموخته است که هرگز به نیرویی که در دفاع از جان و شرافت انسان ها به صورت تمایزگذارانه و گزینشی عمل می کند اعتماد نکند و سرنوشت خود و کشور را به کسانی نسپارد که با بهانه های سیاسی حاضرند چشم بر درد و رنج و قتل عام زنان وکودکان مظلوم ببندند.[9]

* *

www.korosherfani.com

05/01/09


 

[1]  تلاش های بی وقفه ی اسرائیل برای بازپس گرفتن سربازان گروگان گرفته شده یا جسد سربازان کشته شده اش در راستای این باور مذهبی است که جان یک یهودی بهایی بسیار بالاتر از جان هزاران یا میلیون ها غیر یهود دارد.

[2]  http://springpoems.blogfa.com/8507.aspx

[3]  هوشع  12 - كتاب سفر پيدايش، باب سي و دوم، آيات 22 الي 32

[4]  تورات می گوید: «تا می توانید غیر یهود را بکشید و اگر دستتان به کشتن او رسید و او را نکشتید مرتکب خلاف شده اید هلاک کردن مسیحی ثواب دارد و اگر کسی نمی تواند او را بکشد لااقل سبب هلاکتش را فراهم نماید.»

[5]  در تورات آمده است: «اقوام غیر اسرائیل به جماعت خدا راه نخواهند یافت و هیچ کدام از آنها به میان جامعه ی خداوندی وارد نخواهند شد.»

[6]  باز به نقل از تورات: «ایشان را مانند گوسفندان برای ذبح بیرون بکش و ایشان را به جهت روز قتل تعیین نما

[7]  مرحوم احمد کسروی برای نشان دادن جنبه هایی از مزخرف گویی و جنایت صفتی خداوند یهودیان یهوه این بخش را نقل قول می کند: « اينهم عواقب تخطي از فرامين يهوه:اگر مرا نشنوی و جميع اوامر و فرايض مرا که به تو ميفرمايم بجا نياوری ،آنگاه در شهر و در صحرا ملعون خواهی شد و ظرف خمير و ميوه زمين تو و گوساله ها و بره‌های گله‌ات نيز ملعون خواهند شد. و بر تو وبا و سل و تب و التهاب و حرارت و شمشير و باد سموم و يرقان خواهم فرستاد،و فلک بالای سرت مس خواهد شد و زمين در زير پايت آهن ،و باران را با گرد و غبار خواهم آميخت تا ار آسمان نازل شود و ترا هلاک کند، و ترا به بواسير و جرب و خارش و به ديوانگی و نابينايی و پريشانی دل مبتلا خواهم ساخت. زنی را که نامزد کنی ديگری با او خواهد خوابيد،فرزندانت به اسيري برده خواهند شد وگاوت در نظرت کشته شود  و ديگران گوشتش را بخورند،و الاغت پيش روِی تو به غارت برده شود،و زانوها و ساق ها و از کف پا تا فرق سرت را به دمل بد که از آن شفا نتوانی يافت گرفتار خواهم کرد . تخم بسيار به مزرعه خواهی برد اما ملخ آنرا خواهد خورد ، و تاکستانها عروس خواهی کرد اما شراب آنرا نخواهی نوشيد زيرا کرم انگورت را خراب خواهد کرد …. منبع:كتاب مقدس (ترجمه قديم)، انتشارات ايلام، انگلستان، چاپ سوم. 1426 صفحه.

[8]  حمایت های بی دریغ جرج بوش، این احمق هرزه جنایتکار و نیز مخالفت آمریکا در سازمان ملل و نماینده ی یهودی آن، زلمای خلیل زاد، با تصویب هرگونه قطعنامه ای بر علیه اسرائیل نمود بارزی از همدستی سرمایه داری آمریکا و صهیونیسم اسرائیل است.

[9]  براساس آخرین آمار منتشره بیش از 20 درصد از تلفات انسانی نوار غزه از میان کودکان است.