اهمیت روش «ازکار اندازی» در مبارزات کارگری

 

کورش عرفانی                                                                                      korosherfani@yahoo.com         

 

در نبرد طبقاتی میان کارگران استثمار شده از یکسو و دولت نماینده ی طبقه سرمایه دار از سوی دیگر ابزارها و امکانات مبارزاتی به صورت نابرابر توزیع شده است. دولت به عنوان نگهبان و حافظ منافع سرمایه داران از تمامی اختیارات و وسایل در خدمت دستگاه حکومتی مانند رسانه ها، پشتوانه ی مالی خزانه داری، ماشین نظامی وپلیس برای سرکوب برخوردار است. اما در مقابل، کارگران چیزی جز روش های معمول مانند اعتصاب، تظاهرات و تجمع های اعتراضی ندارند. برای از میان بردن این نابرابری به طور معمول کارگران به یک روش دیگر می پردازند که از آن به عنوان «خرابکاری» یا «از کار اندازی» نام برده می شود.

در این روش کارگران که می دانند دشمن طبقاتی تلاش دارد از طریق فشار، تهدید، سرکوب و فریب کارگران را به سر کار برگرداند و حقوق مسلم آنها را پایمال کند اقدام به تخریب و یا از کار انداختن وسایل و ابزار کار می کنند تا به طور عملی بازگشت به کار و از سرگیری فعالیت را ناممکن سازند.

خرابکاری در طول تاریخ مبارزات کارگری همیشه به عنوانی ابزاری موثروجود داشته وخواهد داشت. این روش از توجیه منطقی و مشروعیت سیاسی برخوردار است و به عنوان حق مسلم کارگران در نبردی نابرابر مطرح می باشد. از این روی  تمامی انتقادهایی که به این روش می شود بی اساس بوده و نباید این روش را از مجموعه ی ابزارهای مبارزاتی دیگر کارگران مانند انواع اعتصاب ها، تحصن در محل کار، اشغال محل کار و دفاتر کارفرمایان، بستن راهها و ورودی کارخانجات و یا ممانعت از رفتن کارکنان غیر اعتصابی به محل کار خود دور داشت. خرابکاری به کارگران اجازه می دهد به کارفرمایان یادآور شوند که از ابزار قوی و موثر برای از بین بردن سرمایه گذاری های آنها برخوردارند و اگر به حق خود نرسند قادر خواهند بود سرمایه  های مادی آنها را از کاربیاندازند.

مثال اخیر فرانسه

یکی از آخرین موارد بکارگیری روش خرابکاری در مبارزات کارگری در فرانسه روی داد.[1] در یک حرکت هماهنگ روز چهارشنبه 21 نوامبر واحدهای عملیاتی کارگران راه آهن فرانسه در 18 نقطه ی مختلف دست به خرابکاری زدند و به این ترتیب رفت و آمد قطارهای سریع السیر میان پاریس و شهرستان های فرانسه را مختل کردند. آنها با بریدن سیم ها و آتش زدن پست های مربوط به علامت دهی و تعیین مسیر قطارها به طور عملی ازسرگیری حرکت دوباره ی قطارها را ناممکن ساختند. ساعتی بعد از این سلسله عملیات هماهنگ کارگران، دولت فرانسه در وحشت از گسترش این نوع عملیات پذیرفت که بر سرخواست های سندیکاها با آنها به مذاکره بپردازد.

به این ترتیب باردیگر ثابت شد که موثرترین شیوه در نبرد کارگری و زمانی که سرمایه داری حاضر به پذیرش خواست های برحق کارگران ستمدیده نیست همین روش خرابکاری می باشد.

مورد ایران

بنظر می رسد که در شرایط کنونی ایران که مبارزات کارگری بسیار فعال است کارگران در داخل کشور بتوانند از این حرکت کارگران فرانسه الهام بگیرند و با استفاده از روش «از کار اندازی» ماشین اقتصادی دولت ضد مردمی جمهوری اسلامی را در بخش های مختلف اقتصادی متوقف سازند. کارگران می توانند در بخش های صنعتی و تولیدی دولتی و خصوصی با دست زدن به حرکت های فردی یا جمعی خرابکاری به طور عملی چرخ اقتصادی رژیم را بخوابانند. نباید فراموش کنیم که در بین روش های معمول مبارزات کارگری این روش بیش ازهمه تاثیر عملی و روانی داشته و سرمایه داران و کارفرمایان را چنان دچار وحشت و ناتوانی می کند که چاره ای جز عقب نشینی ندارند.

کارگران ایران که می بینند حتی آرام ترین شکل اعتراض گری آنها با سرکوب وحشیانه و تهدید و ضرب و شتم همراه است می توانند از خود سوال کنند چرا کارگران فرانسوی، که از دموکراسی و حق قانونی تجمع و اعتراض نیزبرخوردارند، دست به روش خرابکاری زده اند. پاسخ روشن است: زیرا کارگران فرانسوی خوب می دانند که سرمایه دار و دولت مدافع آن تا زمانی که اعتراضات کارگران درحد تجمع و اعتراض باشد خطر چندانی نمی آفریند. کارگران فرانسوی خوب می دانند که وحشت و نگرانی واقعی سرمایه داران و دولت نوکر آنان زمانی آغاز می شود که ببینند کارگران در ورای شعار دادن و تجمع به طور مادی و عملی ماشین اقتصادی آنها را شکسته و ازکار می اندازند.

حال تصور کنید اگر در یک دموکراسی نیز کارگران دست به«از کار اندازی» می زنند تا چه حد استفاده از این روش بر علیه یک سرمایه داری استبدادی و ارتجاعی از نوع جمهوری اسلامی قابل درک و ضروری است. به همین خاطر کارگران ما در شرکت واحد اتوبوسرانی، در مترو، در راه آهن، در صنعت نفت، گاز و برق و یا سایر صنایع دولتی و خصوصی می توانند با استفاده از روش خرابکاری ضربات و لطمات جبران ناپذیری به دولت سرمایه داری وارد سازند و او را وادار کنند در مقابل خواست های کارگران عقب نشینی کند. فراموش نکنیم تا از مرحله ی حرف و شعار درنگذریم دولت و سرمایه داران کمترین توجهی به اعتراضات کارگران نخواهند کرد. این تنها با اعتصاب، تعطیل کار و تخریب سرمایه ها ی مادی سرمایه داران است که کارگران می توانند حق خود را برای یک زندگی شرافتمندانه و مرفه با قدرت و قاطعیت از حلقوم سرمایه داری وحشی بیرون بکشند.

* *



[1] http://www.liberation.fr/actualite/politiques/293026.FR.php