جنگ در انتظار ایران
کورش عرفانی korosherfani@yahoo.com
پس از علنی شدن این نکته که نبرد میان آمریکا و رژیم ایران مدتهاست در عراق در جریان است علائم و شواهدی که حکایت از تدارک رویارویی مستقیم نظامی ایران و آمریکا دارد در حال افزایش است. تنها یک هفته پس از اینکه جرج بوش اعلام داشت موشک های ضد موشک «پاتریوت» را در عراق مستقر می کند وزیر دفاع روسیه امروز صبح به طور رسمی بیان کرد معادل روسی این موشک ها، به نام «تور- م 1»، به ایران تحویل داده شده است. روسیه آمادگی خود را برای فروش سلاح های دیگر به ایران اعلام داشته است زیرا نیک می داند که بازداشتن آمریکا از نابودی نظامی رژیم نیازمند تجهیز ایران به مدرن ترین سلاح هاست ؛ هر چند که جنبه های مادی این معاملات نیز برای روسیه قابل چشم پوشی نیست. اما سرعت تحول اخبار مربوط به محاصره ی نظامی ایران به حدی زیاد است که به نظر می رسد چین و روسیه قادر به ایفای نقشی فعال برای ممانعت از اجرای طرح حمله ی نظامی به ایران نباشند. پس ازرسیدن دومین ناوگان جنگی آمریکا به خلیج فارس و پس از آنکه حتی فرانسه نیز برای احتیاط بزرگترین رزمناو خویش را به این منطقه ارسال داشته است، چرا، بر اساس گزارش امروز تایمز، بریتانیا دو ناو مین روب به آبهای خلیج فارس ارسال می کند ؟ این ناوها قرارست کدام مین های دریایی را جمع آوری کنند ؟
بنظر می رسد که فرانسه، دومین شریک تجاری رژیم، با اطلاع از طرحی که برای ایران آماده می شود در تلاش است برای آخرین بار جمهوری اسلامی را به گفتگو و مصالحه دعوت کند. خبرگزاری ها اعلام می کنند ریس جمهور این کشور، ژاک شیراک، تصمیم دارد فرستاده ی ویژه ای را به ایران بفرستد. این ابتکار در صورتی می تواند مفید واقع شود که رژیم به نقطه ی غیر قابل بازگشت خویش نرسیده باشد. آیا تایید مصوبه ی مجلس برای اجبار دولت به بازنگری همکاری های خویش با آژانس بین المللی انرژی اتمی، که امروز سه شنبه به امضای احمدی نژاد رسید، نمودی از رسیدن به این نقطه نیست؟ آیا رژیمی که در نوعی ورشکستگی اقتصادی غیر رسمی و بحران اجتماعی 5 تا 7 میلیون بیکار و 15 میلیون فقیر مطلق قرار دارد جایی هم برای عقب نشینی دارد ؟ آیا رد درخواست عاجزانه ی رژيم برای وساطت عربستان میان آمریکا و ایران توسط سعودی ها حکایت از آن ندارد که هر گونه تلاشی برای سرپا نگه داشتن جمهوری اسلامی شرط بندی روی اسب مرده است ؟
کنار هم گذاشتن این اخبار نشان می دهد سناریوی برخورد نظامی آمریکا-اروپا و اسرائیل با رژیم جمهوری اسلامی گام به گام به پیش می رود و به تدریج جای تردید کمتری برای کسی می گذارد. بی توجهی ریس جمهور آمریکا به گزارش هامیلتون-بیکر در مورد عراق و حتی اتخاذ تصمیماتی برخلاف آن، نشان می دهد که استقرار درازمدت آمریکا در خاورمیانه موضوعی گذرا و مقطعی نیست که با شکست نظامی در عراق به بن بست برسد. آمریکا می داند جنگ را در عراق باخته است، اما می خواهد نبرد را در خاورمیانه ببرد. ایالات متحده کلید این پیروزی را در ایران، شاهرگ حیاتی منطقه و در جایگزین ساختن رژیم تهران با یک حکومت پروآمریکایی می بیند. گویی جنگ برای آمریکا، اسرائیل و رژیم ایران انتخاب نیست، اجبارست.
به ظاهرهمه چیز به این سمت می رود و بهای سنگین این استراتژی، نه از حیث تلفات انسانی[1] و نه از نظر خسارات مادی و یا هزینه های کلان مالی، خللی در ادامه ی سیاست توسعه طلبی آمریکا در خاورمیانه بوجود نیاورده است. اعزام نیروهای جدید به منطقه، اختصاص بودجه ی بیشتر به این کار، علیرغم پیروزی دمکرات ها در کنگره و نیز طرح اجباری کردن خدمت سربازی در آمریکا بیانگر این است که ایالات متحده مصمم است در این نبرد پیروز شود زیرا در غیر این صورت می تواند با فروپاشی ساختارسرمایه داری تولیدی-تجاری-نظامی خویش مواجه شود. ضرورت این پیروزی برای ادامه ی حیات اسرائیل نیز قابل یادآوری می باشد. دولت اسرائیل در حال حاضر فعال ترین دوره ی دیپلماتیک خویش را می گذراند و نخست وزیر و وزیر امورخارجه ی این کشور به سفرهای متعددی برای کسب رضایت چین، روسیه، ژاپن، کره ی جنوبی و اروپا برای سلب حمایت از رژیم ایران مشغولند. به همین ترتیب که وزیر امور خارجه و وزیر دفاع آمریکا در خاورمیانه و آسیا به سازماندهی یک اتحاد منطقه ای بی سابقه از کشورهای عرب خلیج فارس، پاکستان، ترکیه، افغانستان و جمهوری های آسیای مرکزی بر علیه جمهوری اسلامی مشغول هستند.
آمریکا این بار نیک می داند که حق اشتباهی دیگر را ندارد و به همین دلیل نیز با بهره گرفتن از تجارب شکست عراق تهاجم خویش به ایران را با دقت برنامه ریزی می کند. از پیش بینی نیاز به سربازان بیشتر و لذا اجباری کردن خدمت سربازی گرفته تا بررسی جایگزین های تنگه ی هرمز برای ارسال نفت. ایالات متحده می داند که برای موثر بودن باید سریع و قاطع عمل کند به همین دلیل بزرگترین بمباران ها و موشک باران های تاریخ نظامی را تدارک دیده است تا بتواند از همان روز اول رژیم را از حیث قدرت پاسخگویی نظامی زمین گیر کند. گزارش دیروز روزنامه ی گاردین خبر از حمله ای گسترده دارد که بر اساس آن 10 هزار هدف در یک روز در ایران مورد بمباران هوایی و تهاجم موشکی آمریکا قرار خواهند گرفت. برخی دیگر از خبرها حکایت از موشک باران زیر زمینی و اتمی پایگاه های فعالیت های هسته ای در خاک ایران دارد.
در این میان، پس ازعراق و مردم آن، اینک نوبت ایران و مردم آنست که بهای سنگین استراتژی مشترک آمریکا، اروپا و اسرائیل را، با همدستی برخی کشورهای منطقه،بپردازند. به همان ترتیب که انفعال مردم عراق در مقابل رژیم صدام کشورشان را به وضعیت کنونی سوق داد، انفعال مردم ایران برای خلع قدرت از رژیم از یکسو و سردرگمی اپوزیسیون ایرانی برای ارایه ی یک جایگزین مردم پسند از سوی دیگر، آینده ی وخیمی را برای کشورمان ممکن ساخته است.
احتمال جنگی خونین و تخریب گر در ایران هر روز قطعی تر بنظر می رسد بحث بر سر تاریخ شروع آنست. چه باید کرد ؟ این را همه می دانند...
* *
[1] آماری که امروز توسط سازمان ملل منتشر شد حکایت از آن دارد که در طی سال گذشته ميلادی ۳۴ هزار و ۴۵۲ غيرنظامی در عراق کشته و بيش از ۳۶ هزار نفر ديگر مجروح شدند. (منبع : سایت بی بی سی)